از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییر مسیر از میر حسین موسوی)
میرحسین موسوی خامنه (زادهٔ ۱۱ اسفند ۱۳۲۰[۱] در خامنه) سیاستمدار، نقاش و معمار اهل ایران است. او پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از درگذشت روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخستوزیری، از فعالیتهای اجرایی کناره گرفت. او در سال ۱۳۷۷ فرهنگستان هنر را تأسیس کرد و به ریاست آن انتخاب شد. وی عمده فعالیت خود را در این نهاد متمرکز کرد.[۲]
موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشته مهندسی معماری و شهرسازی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت و همزمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.[۳]
دیگر پستهای او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بودهاند. وی به زبانهای انگلیسی و عربی و ترکی نیز تسلط دارد.[۴]
سالیان آغازین زندگی
میرحسین موسوی در سال ۱۳۲۰ در شهر خامنه در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد.[۵][۶] پدرش میراسماعیل، از بازرگانان چای از تبریز بود. او در خامنه بزرگ شد و پس از اتمام دورهٔ دبیرستان در سال ۱۳۳۷ از خامنه به تهران آمد.[۷]
آغاز فعالیتهای سیاسی
پیش از انقلاب
او در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه خورشیدی، با گروههای ملی - مذهبی مثل نهضت آزادی نزدیکی داشت و از جمله کسانی بود که در جلسههای سخنرانی علی شریعتی در حسینیه ارشاد تهران حاضر میشد. میرحسین موسوی، که در آن دوران با نام هنری حسین رهجو فعالیت میکرد، از جمله افرادی بود که در تاسیس جنبش مسلمانان مبارز با حبیب الله پیمان همکاری کرد.
موسوی در سال ۱۳۴۸ با زهرا رهنورد از دانشجویان رشتهٔ مجسمه سازی ازدواج کرد. در همان سالها او به دلیل سازماندهی اعتراضات خیابانی بر علیه حکومت، بازداشت و زندانی شد.[۸]
با نزدیک شدن به انقلاب ایران و پررنگ شدن نقش رهبری روح الله خمینی در مبارزات ضد حکومت پهلوی، میرحسین موسوی نیز بیشتر به این جریان گرایش پیدا کرد و به ویژه به محمد حسینی بهشتی، از روحانیان بانفوذ نزدیک به روح الله خمینی، نزدیک شد.
پس از انقلاب
با تاسیس حزب جمهوری اسلامی توسط محمد حسینی بهشتی در نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، میرحسین موسوی هم به این حزب پیوست و دبیر سیاسی این حزب شد. او همچنین سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، ارگان حزب نیز بود. در سال ۱۳۶۰ و در کابینه محمدعلی رجایی، موسوی به عنوان وزیر امور خارجه معرفی شد.
نخستوزیری
میرحسین موسوی آخرین نخستوزیر تاریخ ایران بود.
بعد از کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رئیس جمهوری و نخست وزیر وقت، در انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰، علی خامنهای، رئیس جمهور ایران شد و ابتدا علی اکبر ولایتی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کرد، اما مجلس به ولایتی رای اعتماد نداد و خامنهای علیرغم اختلافاتی که در داخل حزب جمهوری اسلامی با میرحسین موسوی داشت، او را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کرد. موسوی از آن زمان تا سال ۱۳۶۸ و بعد از مرگ آیت الله خمینی، برای ۸ سال، نخست وزیر ایران بود.
بسیاری از ناظران دلیل این انتخاب خامنهای را نظر مثبت سید روحالله خمینی به موسوی و حمایت قاطع بنیانگذار جمهوری اسلامی از او دانستهاند.
از آنجا که تقریبا تمام دوران نخست وزیری میرحسین موسوی همزمان با جنگ ایران و عراق بود، عموما از او با عنوان «نخست وزیر جنگ» یاد میشود. سیاستهای انقباضی دولت او در آن دوران، که به عقیده خیلیها ناگزیر بود، و به ویژه توزیع کالاهای اساسی با کوپن از جمله ویژگیهایی است که دولت موسوی عموما با آنها به یاد آورده میشود.
اختلاف میان موسوی، که به جناح چپ جمهوری اسلامی تعلق داشت، با علی خامنهای، که نزدیک تر به جناح راست جمهوری اسلامی تلقی میشد، در طول دوران هشت ساله همکاری این دو ادامه داشت؛ اختلافی که حتی یک بار در شهریور ۱۳۶۷ و کمی بعد از پایان جنگ ایران و عراق، به استعفای موسوی از نخست وزیری انجامید؛ استعفایی که با مخالفت شدید آیت الله خمینی روبرو و منتفی شد.
با بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ مقام نخست وزیری از ساختار سیاسی ایران حذف شد و با درگذشت سید روحالله خمینی، میرحسین موسوی، و کل جناح چپ جمهوری اسلامی، حامی اصلی خود را از دست دادند. بنابراین میرحسین موسوی هفتاد و نهمین، و آخرین نخست وزیر ایران بود.
میرحسین موسوی همان زمان تا حدودی از دنیای سیاست کناره گرفت و به وادی هنر، که پیش از انقلاب در آن فعال بود، بازگشت.
پس از نخستوزیری
میرحسین موسوی در این سالها علیرغم کنارهگیری از دنیای سیاست، مسئولیتهای سیاسی حاشیهای داشت. از جمله سال ۱۳۶۸ با حکم خامنهای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد که این عضویت کماکان ادامه دارد. از سال ۱۳۷۵ نیز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است. همچنین در دورهٔ ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) مشاور سیاسی رئیس جمهوری و در دوره محمد خاتمی (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) مشاور عالی رئیس جمهوری بوده است.
اما عمده فعالیتهای میرحسین موسوی در این بیست سال، هنری و دانشگاهی بوده است. او از میانه دهه پنجاه خورشیدی استاد دانشگاه شهید بهشتی بود و در دهه هفتاد هم به عضویت هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس در آمد.
موسوی در سال ۱۳۷۸ و با حکم خاتمی، رئیس فرهنگستان هنر شد و عمده فعالیتهایش را در قالب این نهاد پی گرفت.[۹]
انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نهم
پس از برگزاری انتخابات مجلس پنجم و از میان رفتن حاکمیت مطلق جناح محافظهکار (جامعه روحانیت مبارز و تشکلهای اسلامی همسو) در مجلس شورای اسلامی، سران گروههای خط امام (که بعدها به اصلاحطلبان معروف شدند) تلاش خود را برای انتخاب یک کاندیدا برای انتخابات ریاست جمهوری هفتم آغاز کردند. در جلسه ۸ اردیبهشت ۱۳۷۵، شورای هماهنگی گروههای خط امام (شش گروه همسو با مجمع روحانیون مبارز و مجمع حزبالله ـ فراکسیون اقلیت مجلس پنجم ـ) که با حضور محمد خاتمی، مهدی کروبی و محمد موسوی خوئینیها (سه عضو بنیانگذار روحانیون مبارز) برگزار شد، پیشنهاد شد تا تمام تلاش برای متقاعد کردن میرحسین موسوی به حضور در انتخابات انجام گیرد و در صورت نپذیرفتن موسوی یکی از این سه عضو ارشد روحانیون نامزدی را قبول کنند. این درحالی بود که حضور علیاکبر ناطق نوری رئیس وقت مجلس شورای اسلامی به عنوان نامزد محافظهکاران در انتخابات قطعی به نظر میرسید.
انتخاب میرحسین با این استدلال صورت میگرفت که او علاوه بر شهرت کافی در میان مردم به واسطهٔ هشت سال ریاست دولت و محبوبیت در میان طبقات پائین و مذهبی احتمالا مورد حمایت کارگزاران سازندگی و جمعیت دفاع از ارزشها نیز قرار خواهد گرفت و مجمع روحانیون مبارز نیز به احتمال فراوان سکوت سیاسی خود را شکسته و فعالیت خود را مجدداً آغاز خواهد کرد.
موسوی که در ابتدا تأکید داشت به هیچ وجه تمایل و آمادگی برای حضور در انتخابات ندارد، در تیرماه پس از جلسات و درخواستهای مکرر پذیرفت تا موضوع را مورد بررسی قرار دهد. روزنامه سلام که به همراه دوهفتهنامه عصر ما تنها نشریات خط امام (جناح چپ) محسوب میشد اولین نشریهای بود که این موضوع را در عرصه سیاسی و مطبوعاتی کشور مطرح کرد. در هفتم مرداد با چاپ عکس بزرگی از موسوی در صفحه اول به درخواستهایی که برای کاندیداتوری او میشود، اشاره کرد. در ۲۴ مرداد مجمع روحانیون مبارز به چهار سال کنارهگیری خود از عرصه سیاسی کشور خاتمه داد و یک روز بعد از موسوی خواست درخواست کاندیداتوری را بپذیرد. چندی بعد شورای هماهنگی گروههای خط امام نیز موسوی را نامزد خود معرفی کرد. در ابتدای آبان ۱۳۷۵ حضور موسوی قطعی شده بود، به گفته محمد سلامتی دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و عضو ارشد خط امام، در ملاقات روز سوم آبان با موسوی حتی در مورد مسائل جزئی انتخاباتی مانند مهیا کردن دفتر ستاد انتخاباتی هم صحبت شد. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران هم اعلام کرده بود که در روز هشتم آبان تجمعی را در مقابل خانه میرحسین برگزار میکند، اما موسوی در پیامی که در هفتم آبان منتشر شد، امتناع قطعی خود را از حضور در انتخابات اعلام کرد. محمد سلامتی معتقد است که امتناع موسوی قطعا به ملاقاتهایی مربوط میشود که در سوم و ششم آبان از سوی تعدادی از سران جناح محافظهکار با او صورت گرفته بود.[۱۰]
حامیان موسوی پس از آن به سراغ محمد خاتمی رفتند و خاتمی توانست با یک پیروزی غیرمنتظره در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ کرسی ریاست جمهوری را از آن خود کند.
همین حکایت دعوت گسترده از موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.[۱۱]
انتخابات ریاست جمهوری دهم
موسوی کاندیدای اصلاح طلبان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود که پس از بیست سال سکوت و کناره گیری از ورود به عرصه، در ۲۰ اسفند ۸۷ و پس از مدتها اما و اگر، با انتشار بیانیهای رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.[۱۲] محمد خاتمی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با انتشار بیانیهای به طور رسمی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد هشتاد و هشت به نفع او انصراف داد و عرصه را به میرحسین موسوی سپرد.[۱۳] جمعیت توحید و تعاون که اعضای ان از نزدیکان موسوی و خاتمی هستند در آستانه انتخابات ششمین مجمع خود را برگزار کردهاند. سایت کلمه نیز توسط این جمعیت راه اندازی شده که وبسایت رسمی موسوی شناخته میشود.[۱۴][۱۵]
در این انتخابات اکثر احزاب اصلاحطلب مانند جبهه مشارکت ایران اسلامی[۱۶]، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی[۱۷]، مجمع روحانیون مبارز[۱۸]، حزب کارگزاران سازندگی[۱۹]، حزب مردم سالاری[۲۰]، حزب اسلامی کار[۲۱]، حزب همبستگی[۲۲]، مجمع زنان اصلاحطلب[۲۳]جمعیت زنان جمهوری اسلامی، انجمن روزنامهنگاران زن و احزاب دیگر و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات[۲۴] از او حمایت کردند.
نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری
- همچنین ببینید: احتمال تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸)
انتخابات دهم با حضور گستردهٔ مردم همراه بود. طرفداران میرحسین موسوی از روزها قبل از انتخابات در خیابانها تجمع میکردند و همبستگی خود را نشان میدادند. برخلاف انتخابات قبلی که مورد تحریم بسیاری از مردم و گروهها قرار گرفته بود، یک عزم ملی برای انتخابات دهم وجود داشت؛ بهطوریکه بیش از ۸۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کردند. پس از پایان انتخابات، وزارت کشور اعلام کرد که محمود احمدینژاد با ۶۴٪ آراء پیروز شده است. این مسئله بهت و شگفتی بزرگی را برای مردم به همراه داشت. مردم از روز پس از انتخابات شروع به اعتراضهای خیابانی کردند که با سرکوب نیروهای انتظامی و یگانهای ضدشورش همراه بود. بسیاری نتیجه انتخابات را تقلب خواندند. میرحسین موسوی، با اشاره به نتیجهٔ انتخابات، مردم را ناظر «شعبدهبازی دستاندرکاران انتخابات و صدا و سیما» خواند.[۲۵] مهدی کروبی نتایج انتخابات را مضحک دانست. اما محمود احمدینژاد در سخنرانیاش در ۲۴ خرداد در میدان ولیعصر تهران، انتخابات را سالم دانست. در روز ۲۵ خرداد، تظاهراتی میلیونی طرفداران موسوی از میدان امام حسین تا میدان آزادی در اعتراض به تقلب در انتخابات و اعلام نتایج غلط صورت پذیرفت. در گزارشی که از سوی محمدباقر قالیباف شهردار تهران به مجلس ارائه شده، آمدهاست «براساس متراژها و اندازهگیریهای صورتگرفته در تجمع حامیان میرحسین موسوی، در میدان آزادی حداقل سه میلیون معترض حضور داشتهاند.»[۲۶] در هریک از شهرستانها نیز تظاهرات برپا شد. در تظاهرات تهران چندین تن کشته شدند. ایرانیان خارج از کشور نیز در حمایت مردم در روبهروی سفارتها تجمع کردند. در طی روزهای بعدی، تظاهرات و اعتراضهای گستردهٔ دیگری در تهران و سایر شهرستانها صورت پذیرفت. از جملهٔ این تظاهرات میتوان به تظاهرات مردم تهران از میدان هفتم تیر تا میدان انقلاب در روز ۲۷ خرداد و تجمع بزرگ مردم در میدان امام خمینی در روز ۲۸ خرداد اشاره کرد.
پس از حمایت سید علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی از نتایج انتخابات، سرانجام شورای نگهبان در روز ۸ تیر ۱۳۸۸، نتایج انتخابات ریاست جمهوری را تأیید کرد و پروندهٔ انتخابات را مختومه اعلام نمود. احزاب اصلاحطلب و مهدی کروبی به این تصمیم شدیداً واکنش نشان دادند. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز نتیجه انتخابات و دولت دهم را نامشروع دانستند و سرکوب معترضان را محکوم کردند. سرکوبها و حبسهای پس از انتخابات، انتقاد شدید برخی مراجع تقلید را نیز در پی داشت.
با اینحال روحانیون و شخصیتهای نزدیک به دولت احمدی نژاد و فرماندهان سپاه و بسیج از این نتیجه استقبال کردند و اعتراض کاندیداهای دیگر را غیرمستند دانستند. آنان اصلاحطلبان و معترضان را به برپایی یک انقلاب رنگی یا مخملی و همینطور ارتباط با بیگانگان متهم کرده و مسئولیت خونریزیهای اعتراضات را بر عهدهٔ برپاکنندگان آن دانستند. این در حالیست که قاضی محمد حسین شاملو، بازپرس ویژه قتل تهران در نامهٔ خود به رئیس قوه قضاییه، آیت الله صادق آملی لاریجانی، بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک، بازداشتهای غیرموجه و برخوردهای غیرشرعی با برخی افراد بازداشتشده و کشته شدن برخی افراد را ناشی از تغافل، بیدرایتی و مسامحهٔ برخی مسوولان مطرح میکند. [۲۷]
فعالیتهای علمی و هنری
میرحسین موسوی در جوانی و در حال طراحی یک پروژه معماری.
کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجستهای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانشآموختهٔ علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.[۲۸] مهمترین فعالیتهای علمی و هنری میرحسین موسوی به شرح زیر اند:[۲۹]
سوابق شغلی
او عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب میکند. سوابق شغلی میرحسین موسوی به شرح زیر است:[۳۰]
جستارهای وابسته
منابع